سفارش تبلیغ
صبا
   RSS  Atom  |   خانه |   شناسنامه |   پست الکترونیک |  پارسی بلاگ | یــــاهـو
اوقات شرعی

داستان و راه های توحید جویان بزرگ

علامه طباطبایی و حوریه (جمعه 87/12/23 ساعت 7:31 عصر)

روزی در مسجد کوفه نشسته و مشغول ذکر بودم. در آن بین یک حوریه بهشتی از طرف راست من آمد و یک جام شراب بهشتی در دست داشت و برای من آورده بود و خود را به من ارائه می نمود. همین که خواستم به او توجه کنم ، ناگهان یاد حرف استاد (سید علی قاضی طباطبایی ره )افتادم و لذا چشم پوشیده و توجهی نکردم . آن حوریه برخاست و از طرف چپ من آمد و آن جام را تعارف کرد من نیز توجهی ننمودم و روی خود را برگرداندم و آن حوریه رنجیده شد و رفت.

مهر خوبان دل و دین  از همه  بی پروا  برد   

رخ  شطرنج   نبرد  آنچه  رخ  زیبا  برد

تو مپندار که مجنون سر خود مجنون گشت

از سمک تا به سبا کش کشش لیلا برد

 

مهر تابان ، ص 31



  • کلمات کلیدی :
  • نویسنده: ذلیل

  • نظرات دیگران ( )


  • لیست کل یادداشت های این وبلاگ
    اذکار نافعه
    ذلیلیم
    [عناوین آرشیوشده]
  •   بازدیدهای این وبلاگ
  • امروز: 2 بازدید
    بازدید دیروز: 5
    کل بازدیدها: 81980 بازدید
  •   درباره من
  • داستان و راه های توحید جویان بزرگ
    ذلیل
    با بندگی میشه خدایی کرد
  •   لوگوی وبلاگ من
  • داستان و راه های توحید جویان بزرگ
  •   مطالب بایگانی شده
  •   اشتراک در خبرنامه
  •  

  •  لینک دوستان من

  •  لوگوی دوستان من